آموزشگاه عکاسی جهانگیر | کلاس آموزش عکاسی

همه خوش عکس اند

به راستی آموزش را از کجا باید آغاز کرد؟

به نام خالق جهان

  • به راستی آموزش را از کجا باید آغاز کرد؟

سال هاست که در کشورمان عکاسی به عنوان رشته ای دانشگاهی درآمده است، اما پیش ترها به جای اینکه علاقه مندان به این فن و هنر، سرکلاس و به دانشکده ها بروند به سراغ عکاسخانه ها می رفتند و با تمرین زیاد با عکاسی آشنا می شدند.

امروزه علاوه بر دانشگاه های مختلف، آموزشگاه ها نیز به امر آموزش همت گمارده اند. دانشگاه ها و آموزشگاه ها به گذشته پشت نکرده اند. اما این سؤال مطرح است که آیا همه در یاد دادن و یاد گرفتن موفق می باشند؟ یا از منظری دیگر می توان پرسید که آیا هر هنرمندی معلم خوبی بوده و یا هر معلمی خود هنرمند است ؟

دغدغه این است که باید راهی را جست که در کوتاه ترین مدت و راحت ترین شکل ممکن، هنرآموز بتواند به هدف خود برسد.

(اگر کسی به نتیجه ی بهتری می رسد به علت صرف وقت زیاد نیست، بلکه به خاطر این است که او نسبت به دیگران وقتش را در راه پر محتواتری صرف موضوع می کند)

باید اعتراف کرد که محصول رشته ی دانشگاهی عکاسی و...چندان هم پربار نبوده ، بدین معنی که فقط تعداد اندکی از فارغ التحصیلان، هنرمند موفقی از آب در آمده اند.

حال این سؤال در ذهن همه ی علاقه مندان به این هنر پیش می آید که پس چگونه می توان در این رشته موفق شد؟

. . . ما بر این باوریم، کتبِ راهنما، جز اینکه مجموعه ای از فنون قراردادی و غیر قراردادی را همچون ابزاری در دستتان می گذارد، کار دیگری نمی تواند بکند. معلمان عزیزی که صرفاً وقت و عمر خود را در راه تدریس پیش گرفته اند، باعث شده در خلق اثر هنری ضعیف عمل کنند و کسانی که صرفاً وقت خود را جهت خلق اثر هنری گذاشته اند، هنرمند موفقی شده اند نه معلمی موفق، به جزء عده ای معدود.

تدریس دروس هنری، علاوه بر هنرمند بودن نیاز به تجربه و تسلط به روش تدریس دارد، ناگفته نماند، هنر درجه یک، مخاطب درجه یک را می طلبد.

(میوه اگرخودعصاره ای نداشته باشد، هرچقدر هم آن را بفشارید، چیزی پس نخواهد داد.)

مردم بیشتر بدان منظور عکس می گیرند که آن را به دیگران نشان دهند و در آینده هم بتوانند خاطرات گذشته را برای خود و دیگران زنده نگاه دارند .

موضوع، بهانه ی اصلی عکاس است و معیار زیبایی شناسی معمولاً مورد توجه نیست، مگر واضح بودن عکس.گام مهم برای بدست آوردن چشم عکس بین، این است که فراتر از موضوع بیندیشیم و کیفیت های بصری را که دوربین می تواند ثبت کند بشناسیم.

انسان اگر خودش به هنگام گردش در یک خیابان شیب دار، گوش به زمزمه ی آب در جوی کنار خیابان داشته باشد و بعد ناگهان صدای ناهنجار عبور یک قوطی خالی و تصادف های مکررش را به دیواره های سیمانی جوی بشنود، خوب متوجه می شود که چگونه سهراب سپهری (شاعر معاصر) از مشاهده ی یک رویداد ساده و حتی پیش پا افتاده توانسته است به اشیاءِ جان بدهد و وسیله ای برای بیان یک مفهوم عمیق اجتماعی بسازد.

حنجره جوی آب را

قوطی کنسرو خالی

زخمی می کرد.

جوی آب و مجروح شدن حنجره ی جوی توسط لبه های تیز قوطی کنسرو (که روزانه بر اثر بی احتیاطی دست ده ها نفر را می بُرد) دیگر مربوط به توانایی شاعر و جوهر شعری او می شود.

حال، به راستی، شما چطور می خواهید عکس بگیرید. آیا هنوز تنها واضح بودن یک عکس کافی خواهد بود؟ یا اینکه جور دیگر باید دید.

برای رسیدن به یک بینش جدید، اعتقاد بر این است که بعضی نگرش های کهنه که در وجود ما رخنه کرده را کنار گذاشته، آن وقت دنیای نو و معلومات جدید برای ما باز می شود.

عکس، حاصل لحظه های عکاس است.

طبیعی است

که آسیاب های بادی می پوسند

چرا توقف کنم؟

ورود به سایت استودیو عکاسی جهانگیر
jpic.ir